ده رضا از توابع ریگان و تقریبا یک ساعت و نیم فاصله زمانی تا بم دارد. بادهای شدید 120 روزه زاهدان و بادی که به قول اهالی به باد شمال معروف هست تقریبا در تمام طول سال در این منطقه می وزد. ما هم دیروز با یه چشمه از این باد برخورد کردیم . ولی حتی باد هم زیبا بود. تمام دور تا دور روستا با پیش ( برگ درخت خرما ) دور گیری شده و هر چند وقت یک بار اطراف روستا نوعی قیر پاشیده می شه تا از هجوم خاک تا حدودی جلوگیری شود. اولین چیزی که در مورد خانه های ده رضا جلب توجه می کنه اینه که هیچکدام از خانه ها پنجره ندارن. اهالی می گن باشه هم فایده نداره به خاطر خاک نمی شه بازش کرد.
باور کردنی نبود که بچه های روستا از روی دیوار می پریدن تا بیان پیشمون . اشک هممون در آمده بود. عرفان ? مجید ? عبدالحمید ? ریحانه ? محبوبه ? محمد ( که بهش کله گنده می گفتن ) ? حدیثه ? آمنه ? لیلا ? سعید ? جواد ... و زهرا کوچولو که می گفت خدا یه گل سرخه چون تا حالا گل سرخ ندیدم...
اعضای گروه : مریم معروفی ? سوگند شهیدی ? مهدیه امیری ? معصومه رنجبر و علیرضا تقاصی ( مسئول موسسه سینمایی سیما کویر ) ? علیرضا خواجه نظامی ( عکاس و خبرنگار خبر استان کرمان ) ? محمد رضا سنجری
حامیان مالی طرح : آموزشگاه آزاد هنر مدرن ? انجمن هنرهای تجسمی بم و فرمانداری بم.
لازم به ذکر است تا کنون این جشنواره در 35 روستا از مناطق مختلف کشور به اجرا درآمده بود